"I won't let you close enough to hurt me"

لینک
۱۳٩٠/۱/٢۸ - Lily Bart

       

Alex: You died in my arms. You died in my arms! You freakin died, and then you left instructions that I wasn't allowed to save your life. You wanna know what I'm scared of? I'm scared of everything. I'm scared to move. I'm scared to breathe. I'm scared to touch you. I can't lose you. I won't survive. And that's your fault. You made me love you, you made me let you in. And then you freaking died in my arms.

This Alex guy is the only thing worth watching Grey's Anatomy ... والا

لینک
۱۳٩٠/۱/٢٢ - Lily Bart

       

وایساده بودم از بالا نگاهش می کردم. می دیدم درد می کشه. نشون ش می دم. می گم ببین داره می میره، می میره. ببین داره زجر می کشه. نگاه نمی کنه، خودش رو می زنه به یه راه دیگه. می خنده. خورشید رو نشون می ده. من انگار از بالا دارم نگاهش می کنم، یه تیکه از خودمه انگار. هنوزم می گم ببین دردش رو، زیاده، اگه طول بشه دیگه برنمی گرده. بازم می خنده. کاری نمی کنه. تو دلم می گم نخند نخند نخند ... به خدا درست نمی شه این درد دیگه. کاری نمی کنه. 

لینک
۱۳٩٠/۱/٢٠ - Lily Bart

       

دیروز یکی از جوجه ها اومده بود واسه امتحان فرداش رفع اشکال. هر چی جواب می دادم اگه می فهمید همه ش می گفت "awesome, awesome" دقیقا این کلمه رو بعد از فهمیدن هر کدوم از اشکال هاش می گفت، یه مدلی انگار از ته دل. کلی خوچم اومد. یه مدلی می گفت انگار فهمیدن ش خیلی کار سختی بوده و مهم، و حالا که فهمیده چقدر عالی و مهم تر. با اینکه بچه ی خنگی هم نیست، می دونم یکی از بچه های باهوش کلاس ه. خلاصه کلی باعث شد من اون موقع لبخند بزنم. با اینکه صبح ش اولین روزی بود تو زندگی م که دلم نمی خواست تا شب از تخت بیام بیرون، اولین روزی بود که به خودم می گفتم برای چی بیدار بشی. حالا به هر حال بیدار شدم چون میتینگ داشتم. ولی رسما هیچ نیرویی نبود که من رو ترغیب کنه به حرکت کردن. خیلی شده بود که دلم نخواد روز شروع بشه یا با خودم بگم "که چی؟" ولی همیشه یه چیزی بود که ترغیب م کنه خودم رو تکون بدم. دیروز صبح رسما هیچ نیرویی از هیچ سمتی احساس نمی کردم. ولی واقعا بعد از اینکه awesome گفتن های دو ثانیه یه بار این بچه رو شنیدم کلی خوچحال شدم. فکر کردم چقدر ساده می گیره. خوش به حالش. کاش من هم وقتی یه چیز خیلی معمولی رو می فهمیدم اینقدر از خودم خوشم می اومد. کاش اینقدر همیشه نخوام perfect باشم، قبول کنم هر چیزی که هستم خیلی هم عالی ه. البته episode دیروز صبح تموم شد. یه بار بود. امیدوارم دیگه هم اتفاق نیفته.

لینک
۱۳٩٠/۱/۱٧ - Lily Bart

       

در جواد بودن مردم امریکا همین بس که

http://nymag.com/daily/entertainment/2011/04/snooki.html

لینک
۱۳٩٠/۱/۱۳ - Lily Bart